قدم چهار

مایک تراز نامه اخلاقی بی باکانه و جستجوگرانه از خود تهیه کردیم: قدم چهار قدم بسیار مهمی است چنانکه بعنوان دروازه ورود به دنیای خودشناسی و بهبودی است ومیتوان بخاطر اهمیت فراوان آن این قدم را قلب قدمها و بهبودی خواند هر قدم در بهبودی منافع و تاثیرات خاص خود را دارد و میبایست به موقع با آن آشنا شد و رهنمودها وپیشنهادهای آن را به کار بست در واقع قدمها موانعی که بر سر راه ما و بهبودی و خداوند وجود داردند را بر میدارد و ابزار لازم را جهت رشد و تغییر برای ما فراهم میسازند . بعد از آشنایی با قدم سوم ما با عملی ساختن تصمیم مهم آن یعنی سپردن اراده و زندگی به دست خداوند با اتکاء به نیروی برتر و اعتماد به فرایند بهبودی و برنامه خود را آماده برای کار کرد قدم چهارم میکنیم این قدم میبایست به وقت خودش کارکرد چون تجربه نشان داده کسانی که این قدم را به تعویق انداختندویا نسبت به کارکرد آن بی تفاوتی نشان دادند دیر یا زود با پیامدهای مخرب بیماریشان رو برو شده اند و در نهایت به مصرف مجدد بر گشته اند و همچنین کسانی که به وقت خودش استارت این قدم رو زده اند از  منافع پربار این قد م که همان نعمت آزادی و آرامش است بر خوردار شده  اند.یکی از منافع این قدم آن است که به ما توانایی وقدرت آن را میدهد که خود را دوست بداریم و هویت و شخصیت خود را بازسازی کنیم در واقع چهره واقعی خود رادر آینه صداقت میبینیم واز تصورات باطل و انکار بیرون می آییم وقدرت تشخیص و جدا سازی نقش خود را از دیگران پیدا میکنیم ما میبایست همچون قواصی به دریای وجود خود شنا کنیم و خود را همان گونه که هستیم کشف کنیم برای این کار ما باید به گذشته خود برگردیم و همه اتفاقات و رویدادهای زندگی خود را لیست کنیم و معماها و دردها و مشکلات درونی خود را که قادر به درک و حل آن نبودیم را مورد برسی قرار داده و آن را حل و فصل کنیم . در ابتدا برای این که مطمعن بشیم که آمادگی آن را داریم انگیزه های خود را مورد برسی قرار میدهیم و از خود سوال میکنیم که هدف از کارکرد این قدم چیست و چه احساسی  نسبت به این قدم دارم بعد از این  که تمایل خود را نشان د ادیم و متوجه شدیم که چقدر کارکرد این قدم در بهبودی ما نقش دارد صادقانه از خود میپرسیم که دستاویزی برای کار نکردن این قدم دارم یا ممکن است ترسهایی وجود داشته باشند که مانع از کار کردن این قدم بشوند به هر حال آنها را با راهنمای خود به مشارکت میگذاریم تا راه برای کارکرد این قدم هموار شود هر چند زندگی گذشته ما به واسطه بیماری اعتیاد کارنامه خوبی را برای ما رقم نزده و همیشه یادآوری آن باعث عذاب و رنجش ما شده است اما ما برای بهبودی خود و رهایی از شر آنه نیاز به یادآوری آن داریم که این روبرو شدن نیاز به شهامت دارد ودست به قلم شدن ونوشتن آن وقایع نیاز به صداقت لازم دارد از آنجا که ما معتادان در سانسور وقایع یا اغراق آن تجربه کافی داریم باید هوشیار باشیم که وقایع را دست کاری نکنیم چون میخواهیم نقش واقعی خود را پیدا کنیم و اگر آدرس اشتباهی به راهنمایمان بدهیم نمیتواند به ما کمک کند ما باید با تقویت ایمان و اعتماد خودبه خداوند و برنامه و راهنما  زمینه پیش داوریها و قضاوتهایی که باعث تحریف وقایع میشوند را از بین ببریم . در این قدم ما رنجشهای خود را از گذشته یاد آوری میکنیم و از آن لیست میگیریم که به کمک راهنما آن را مورد برسی قرارداده و یک نگاه واقع بینانه به آن می اندازیم تا آن شرایطی را که درش قرار داشتیم را مرور کنیم و پی به حقیقت ماجرا ببریم که در آن ماجرا من به چه شکلی عمل کردم آیا اصولی و منطقی عمل کردم یا احساسی آیا اشتباهی از طرف من سر زده است آیا حق به جانب بوده و در تصورات باطل بود ه ام آیا توقع و انتظارات بیهوده ای داشتم آیا طمع و عدم پذیرش من باعث ایجاد این رنجش ویا  نا صادقی من با عث ادامه رنجش شده است به هر حال راهنما این امکان را به ما میدهد که از جنبه های مختلف به آن نگاه کنیم و با فروتنی نقش واقعی خود را بپذیریم که اگر آن را درست کار کنیم به بخشش ختم میشود و ما از آن رها میشویم ترازنامه به ما قدرت تشخیص و پذیرش مسئولیتهایی که همیشه از زیر آن شانه خالی میکردیم را به ما میدهددر این قدم دعا کردن و از خداوند کمک خواستن و استفاده از تجربیات کسانی که این قدم را کار کرده اند بسیار هائیزاهمیت میباشد ترازنامه دیگری که ما از خود میگیریم در رابطه با ترسهایمان از گذشته تا به امروز میباشد ترسهایی که زندگی ما را همیشه  با  بحران روبرو میساخته و فلج کننده و مانع پیشرفت و عمل کردن از روی آن باعث خسارت به خود و اطرافیانمان شده است وتجزیه وتحلیل کردن آن باعث رهایی از آن و اتکاء به خداوند و تقویت ایمانمان میگردد و یکی دیگراز ترازنامه هایی که به آن می پردازیم ترازنامه جنسی می باشد تا از طریق برسی آن متوجه شویم که ما به مسئله سکس چه احساسی و یا  دیدگاهی داشته ایم و به چه شکلی عمل کرده ایم ودر رابطه های خود با نگاه واقع بینانه به آن می پردازیم و انگیزه های خود را شناسایی میکنیم ودر هر رابطه از خود سئوال میکنیم که آیا این رابطه بر پایه خودمحوری بوده است آیا از روی ترس به آن پناه میبردم و یا برای سرپوش گذاشتن بر روی احساساتم و تغییر احساسم از آن استفاده میکردم آیاآن رابطه از روی خودخواهی ویا انتقامجویی بوده است چه احساسهایی از آن رابطه تجربه کرده ام احساسی همچون گناه و خجالت ویا تلخکامی آیا  مسئله سکس یکی از پیش شرطهای من برای برقراری دوستی یا ادامه آن بوده است آیا من برای لذتجویی خود دیگران را استسمارمیکردم واز آنها سو ء استفاده مینمودم این فرایند ترازنامه نویسی به ما کمک میکند که ما ایده آل خود را در رابطه با سکس پیدا کنیم ا.که معمولااین استانداردو ایده آل ما میتونه ارتباط سالم با شریک جنسی که همان همسرفرد میباشدونسبت به هم تعهددارند باشدواین ترازنامه نویسی ما را به یک رابطه سالم رهنمون میسازد. ما باید تمام روابط خود را مورد برسی قرار دهیم  نه تنها رابطه جنسی بلکه تمامی روابطی که در طول مدت عمر خودداشته ایم ارتباط با خود خداوند مردم واجتماع و.....که این فرایند به ما کمک میکند خود را بیشتر بشناسیم و متوجه بشیم که چرا قادر به برقراری یک رابطه سالم نبودیم و چرا روابط ما  تیره وتار بوده وحتی باعث قطع رابطه و رها کردن رابطه میشده و همچنین گرفتن ترازنامه احساسات به ما کمک بسیار بزرگی میکنه که احساسات خود را کشف و شنا سایی کنیم در طول مدت عمرمان ما احساسهای بسیاری تجربه کرده ایم که بعضا اسم آنها را نمیدانیم و فقط تشخیص میدهیم که احساس ما خوب است یا بد اما نمیتوانیم آنها را تفکیک وجدا سازیم و یا حتی اسم آنها را نمیدانیم که این مسئله خیلی دردناک است . ما احساسهای خود را میشناسیم و میتوانیم آنها را با اسم واقعیشان صدا کنیم و در مورد آنها صحبت کنیم احساسهای خوب یا بدمثل (غم.  .تنهایی. ترس. حقارت.پوچی.بی ارزشی.حسادت . رنجش.تکبر. غرور.نفرت . انتقام.قربانی شدن.خودبزرگ بینی.ناکامی. نا امیدی.خشم .بدبختی   .... )(امنیت. شکرگزاری.خوشبختی. ارزش.شادی.آزادی. دوست داشتن. عشق.علاقه.لذت.فروتنی.بخشش.امیدودلگرمی.ایمان که همان احساس قلب است.احساس همسانی.احساس مسئولیت. احساس تعهد.و.....) وهمچنین ترازنامه آمال و آرزوهایی که درطول مدت عمر خود داشتیم ویا هدفهایی که برای آینده خود داشتیم مورد برسی قرار داده تا بتوانیم زیربنا و انگیزه های خود را در رابطه با آنها کشف کنیم و بدانیم چه باورهایی و یا الگوهایی در انتخاب آنها دخیل بوده است و همچنین نحوه عملکرد خود را ارزیابی میکنیم تا تشخیص دهیم کجاها درست عمل کرده و یا راه را اشتباه رفته ایم وچه عواملی باعث نرسیدن به اهداف و آمالهای ما شده است که این آگاهی باعث روشن و شفاف شدن مسئله میگرددو ما میتوانیم دلیل نا کامی و شکست خود رادریابیم.وهمچنین اصول اخلاقی خود و ارزشهایی که به آنها ایمان داریم واز روی آنها عمل میکنیم لیست گرفته وشناسایی میکنیم تا بدانیم ملاک ومعیارهای ما برای زندگی چه چیزهایی میباشند     

  
نویسنده : محمود سعادت ; ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ فروردین ،۱۳٩۱
تگ ها : رنجش ، ترس ، روابط ، احساسها

قدم سوم

ما تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی خود را به مراقبت خداوند به آنگونه که او را درک کرده ایم بسپاریم قدم سوم صحبت از  تصمیم گیری است  اونهم  تصمیمی که من باید به تنهایی برای خودم وزندگیم میگرفتم .سالها بود که من قدرت تصمیم گیریم رو از دست داده بودم و این حق انتخاب رو به کلی در اختیار بیماریم قرار داده بودم و او بود که در تمام لحظات زندگیم برای من تعین تکلیف میکردو من از خودم هیچ اراده ای نداشتم      بعداز اینکه قدم یک و دو رو کار کردم از نظر فکری و احساسی و روحی به سمت نیروی برتر جذب شدم و احساس نیاز میکردم که دست از اراده شخصی بردارم و دور از فضای خودمحورانه با اتکاء به نیروی برتر در  مسیر درست زندگی و بهبودی قدم بردارم من میبایست بر خلاف گذشته که در تمام امور زندگی تماشاچی بودم اینبار خودم برای زندگیم تصمیم میگرفتم اونهم تصمیمی که اعتماد وتوکل کردن را به تمرین میگذاشت شخصیت خودمحورانه من فقط و فقط به اراده شخصی  خودش اعتماد داشت ومن باور داشتم که همه کاره خودم هستم وهر چرا که من دوست دارم ودلم میخواد عینا باید اتفاق بیفته ودر واقع هر چیزی که مانعم میشد از سر راهم برمیداشتم همیشه فکر خود را بهتر از دیگران میدانستم و میگفتم هیچ کسی بهتر از خودم بلد نیست و به خاطر همین طرز فکر از دیگران مشورتخواهی ونظر خواهی نمیکردم و احیانا اگر در جایی احساس میکردم به بمبست خوردم وامینیت من به خطر افتاده بازهم غرورم بهم اجازه نمیداد که از دیگران کمک بگیرم حتی به قیمت تمام شدن جانم وتا آخرش میرفتم وبه سیم آخرمیزدم همیشه منتظرنتیجه دلخواهم بودم واگر برخلاف میلم کارها پیش میرفت خشم وعصبانیت و ترس وجودم را میگرفت وحال خرابی من باعث آزار رساندن به اطرافیانم از جمله خانواده ام میشد نهایتا کار به جایی میرسید که اطرافیان خود را سرزنش میکردم ومسئولیت کار خود را بعهده نمیگرفتم این کار باعث منزوی شدن وتنهاییم میگشت وباز برای تکرار کردن اشتباه وادامه فرایند بیمارگونه خود را توجیح میکردم که مشکل از تو نبوده از خداو بند ه هاش هست من در زیر چتر خود محوری که شامل شاخه های اعتیادم بود خود را پنهان میکردم و حق به جانب به سمت زوال و بدبختی که خودم ساخته بودم حرکت میکردم از درون متلاشی و نابود بودم اما ازبیرون خودرا موفق و پیروز نشان میدادم و همیشه وانمود میکردم که به کمک هیچ کسی نیاز ندارم خداوند برای من معنا و مفهومی نداشت و فقط او را میخواستم برای اینکه تمام بدبختیای خودم را به گردنش بندازم و خودم را تبرئه کنم بیشتر مواقع وجودش را انکار میکردم و در پاره ای از مواقع که عنوان میکردم وجود داره اون را ظالم و عامل تمام گرفتاریهای خود میدانستم خوب با توجه به شرایطی که داشتم من باید چه مسیری رو طی میکردم که آدم بشم و از عذاب بیرون بیام ودست از اراده خود بردارم و تصمیم بگیرم که اعتماد کنم اونم به کسی که احساس خوبی به اون نداشتم .قدم یک و دو این کار رو برای من انجام دادن منو همچون زمینی سفت وسخت که نیاز به شخم داشت نرم و آماده کاشت کرد محور فکری واحساسی منو تغییر داد منو با صداقت آشتی داد با واقعیتها رو برو کرد ودلم رو به سمت نیروی برتر که برای من همون خداوند بودسوق داد من با تمام وجودم اقرار کردم که در برابر اراده شخصی خود شکست خوردم وبا زندگی خودکاری رو کردم که هیچ دشمنی نمیکندوثمره مدیریت من در زندگی گذشته ورشکستگی وآشفتگی بوده است  و حال نیازمند آنم که اراده وتمام زندگی رو به دست کسی بسپارم که او بهتر از من میداند و میتواند من باید کم کم این تصمیم رو به اجرا میگذاشتم این تصمیم به منزله این نبود که دست روی دست بگذارم وبنشینم و خداوند به جای من کارها رو انجام دهد وحتی بجای من فکر کند راه برود و مشکلات منو حل کندنه من باید در جهت درست زندگی حرکت میکردم و نقش واقعی خودم رو به اجرا میگذاشتم اما خود را برای هر نتیجه ای آماده میکردم ودربرابرخواست او تسلیم میشدم مسئله این بود که غرورم را زیر پا له کنم از متوقع بودن وحرس و جوش خوردن ودخالت کردن بیرون بیام وبه حکمت کار فکر کنم البته در ابتدا سخت بود وباید تمرین میکردم و ایمان خود را در برابر هر اتفاقی تقویت میکردم در ابتدا وقتی می سپردم خیلی سریع پس میگرفتم واین عمل مرتبا تکرار میشد به مرور چشم من بروی حقیقت باز شد وفهمیدم زندگی من وخواسته های من باید از زیر مهر تاییدخداوند عبور کند وهر آنچه که نیاز باشدو او صلاح بدانداز هر نتیجه ای که از دید من خوب باشد بهتر است او عالم است و قادر به انجام هر کاری است قدم سه استارت اعتماد کردن وتوکل کردن رو میزنه اما این فرایند با ادامه قدمها و دنبال کردن اونا بقاء پیدا میکنه ودر نهایت منتج به تسلیم شدن بی قیدو شرط در تمام امور زندگی در برابر خواست و مشییت خداونده وبه مرحله ای میرسیم که آن را اشراق مینامند یعنی خواست خداوند را بر خواست خود ترجیح میدهیم و همان کاری که خداوند دوست دارد با کمال میل انجام میدهیم و خود را روز به روز وفق میدهیم به این نوع زندگی کردن چرا که خداوند رو مورد امین خود دانسته وخوشبختی و سعادت خود را صرفا حرکت کردن در مسیر او میدانیم و چقدر شفاف تشخیص میدهیم که خداوند نیازی به دعا ونیاییش ما ندارد و او کمال مطلق است و اگر نیازی هست و کمبودی هست در وجود ماست واو منبع انرژی ونور است ومن همچون  تاریکی نیازمند روشنایی اویم او نیازهای واقعی وحقیقی من که نیازهای روحانی است برطرف میکند ومرا در مسیر درست زندگی راهنمایی میکند وبه هر طریقی پیام رستگاری را به من میرساند که اگر قدمها را درست کار کنیم چشم بصیرت پیدا میکنم و میتوانیم پیامهای عشق الاهی را دریافت نماییم البته این تصمیم چیزی نیست که ما یک بار و برای تمام عمر بگیریم از آنجا که ما انسانها احتما ل بی راهه رفتنمان بسیار است ما میتوانیم این تصمیم را هر روز تمدید کنیم ویا روزی هر چندبار که نیاز داشته باشدبه اجرا بگذاریم من میبایست داشته ها و خواسته هایم را به خدا بسپارم حتی چیزهایی که برای من خیلی مهم بودند و جنبه حیاتی داشتندبعنوان مثال سلامتیم را پاکی و بهبودیم را خانه و خانواده ام را کار و درآمدم را آرزوها و هدفهایم را روابط مالی و عاطفیم را حتی روابط اجتماعیم را پیشرفت و موفقیتم را اعتبار و ارزشهایم را همه وهمه میبایست تقدیم خداوند میکردم برای این که تمام دارو ندارم رو به خداوند واگذار کنم نیاز به به شهامت . اعتماد وایمان داشت من باید کاملا درک میکردم که کارگردان صحنه زندگی من خداوند هست ومن فقط وفقط یک بازیگرم که نباید در کار او دخالت کنم وبخواهم سناریو را به دلخواه خودم تغییر بدم خیلی چیزا میتونستند مانع تسلیم شدنم در برابرخداوند بشند ونگذارند تصمیم رو عملی کنم مثل ترسهایم لذتجویی هایم وابستگیهایم تاید طلبیهایم خودخواهی هایم خودمحوری هایم که من سعی کردم حتی نواقصم رو به خداوند واگذار کنم وتا آنجا که امکان داشت شروع به تمرین نقش واقعی خودم کردم ویکی از نشانه های کارکرد این قدم این بود که من بقیه قدمها رو کار کنم وبه سوی جلو حرکت کنم من هر روز صبح روزم رو این چنین آغاز میکردم وبا این عبارت که خدایا به تو توکل میکنم وهرآنچه را که صلاح میدانی بر من روا دار واز او میخواستم مرا موردحمایت و راهنمایی خود قرار دهدوبه من نشان دهد که چگونه زندگی کنم در طی روز بارها این عبارت را تکرار میکردم من با اعتمادی که در این قدم کسب کرده بودم به گام بعدی که قدم چهارم بود پا نهادم و بهبودیم را دنبال کردم امیدوارم که این تجارب بتواند کمکی به همدرهایم نماید خدا پشت وپناه شما

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                      

  
نویسنده : محمود سعادت ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳٩۱
تگ ها : سپردن ، خداوند